تبليغاتX
وبلاگ اهل سنت ایران
برای دسترسی بهتر به مطالب به آرشیو موضوعی و پیوند های روزانه توجه فرمایید.

اى شيعيان جهان! بيدار شويد

نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)

بخش پنجم

 

(سوال) چرا رهبريت تشيع ايران نسبت به شيعيان اقوام ديگر قساوت و خشونت ميورزد؟

 

اگر نظريه نسبيت انشتاين را قبول داشته باشيم، ميفهميم كه رهبريت شيعه ايران در حاليكه با شيعيان ايران اينگونه خشونت ميورزد، پس بديهي است كه بايد نسبت به شيعيان اقوام ديگر خشونت بيشتري بخرج دهد. و دليل آن همان دليلي است كه در پشت انتخاب رهبريت روحاني شيعه در ايران قرار گرفته بود. يعني اگر شيعيان جهان همانطور كه قبلا نيز اشاره كرديم در انتخاب رهبريت مذهبي به قوميت اهميتي نميدهند، اما رهبريت ايراني مذهب شيعه تعصب و قوم گرايي را برگزيده، و حتي ميتوان گفت كه قوميت در همه تار و پودش رخنه كرده است. و براي اثبات اين امر كوشش زيادي لازم نيست. وقتي رهبريت مذهبي شيعه صدها هزار شيعه ايران را جهت قتل شيعيان عراق و تخريب شهرها و اراضي و ممتلكات آنان و قتل فرزندان و زنانشان به اين كشور گسيل ميدارد، و بدون هيچگونه رحم و شفقتي بر اين امر اصرار ورزيده، و سپس ميخواهد شيعه عراق را به ممتلكات خود بپيوندند، و در راه رسيدن به اين هدف از هيچگونه خشونتي دريغ نميورزد، براي اين سري اعمال چه نام ديگري بجز قوميت، تعصب و نژاد پرستي ميتوان انتخاب نمود؟ همان قوميتي كه قتل شيعه را بدست شيعه ميسر ميسازد. اين امر ميزان قوم گرائي و نژاد پرستي رهبريت مذهبي تشيع در ايران را بر عليه شيعيان خارج از ايران مشخص ميسازد . هنگامي كه رهبريت مذهبي در ايران هزاران شيعه را به لبنان ميفرستد تا شيعيان لبناني را بقتل رسانده، و شهرها و قريه هاي آنان را تخريب كنند، و هنگامي كه همين رهبريت مذهبي دهها هزار شيعه را به پاكستان و هند فرستاده تا سلطه و قدرت مذهبي خود را با اعمال فشار و بذل مال بر آنان تحميل كند، اين امور ما را ملزم ميدارد كه مسائل را بر شيعيان جهان روشن نموده و فرياد بزنيم كه: اي شيعيان جهان بيدار شويد.  .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

اى شيعيان جهان! بيدار شويد

نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه) 

بخش چهارم

 

 (سوال) چرا بعضي از شيعه با رهبريت مذهبي در ايران همدردي نموده و با مردم شيعه محنت زده ايران همدردي نمينمايند؟

شايد اين موضوع از خطير ترين موضوعاتي است كه عالم اسلامي و بخصوص شيعه با آن روبروست. شايد كسي تا كنون در مورد اين موضوع خطير گوشزدي ننموده و يا سخني نگفته باشد. و با وجود اينكه بسياري از دول اسلامي و كشورهاي منطقه با تبعيت شيعيان داراي قوميتهاي مختلف از رهبريت شيعه در ايران مواجه بوده و رنج ميبرند، شايد تاكنون كسي متوجه اين امر نيز نشده باشد. در اينجا سعي ميكنيم خطرهاي بزرگي كه از اين تبعيت ناشي شده و خواهد شد را توضيح دهيم تا شيعيان با عمق اين خطرها آشنائي پيدا كنند.  ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

 

اى شيعيان جهان! بيدار شويد

نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)

بخش سوم  

(سوال) –  چرا فقهاء بر گردن ما شيعيان طوق بندگي گذاشته اند؟

فقهاء با علم به اينكه ما شيعيان امامي مردماني هستيم كه با هوا و هوسهاي آنان مخالفت نكرده و در مقابل ادعاها و اقوالشان از آنان دليل و برهان نميطلبيم، بر گردنمان طوق بندگي و بردگي گذاردند . فقهاء كاملا با طبع و حالتهاي نفساني ما در عهد تاريكي كه براي تسليم شدن در مقابل خواسته هاي ايشان آمادگي داشت، آشنائي داشتند. پس خود را به عنوان وصي و ولي بر ما تحميل كرده و بعنوان اتمام حجت از دو روايت كه آنان را به امام مهدي منسوب كردند نيز استفاده كردند كه روايت اول چنين ميگويد: (هر كسي از فقهاء كه نفس خود را مصون داشته، و از دين خود محافظت كرده و با هوا و هوس خود بجنگد و به امر مولاي خويش مطيع باشد، بر همه مردم اطاعت از وي واجب است). و روايت دوم نيز اينچنين بيان ميكند: (در مورد جريانات و حوادثي كه واقع ميشوند از راويان حديث ياري گرفته، و به آنها مراجعه كنيد). ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

اى شيعيان جهان! بيدار شويد

نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه)

بخش دوم

 

 (سوال) – چرا ما شيعيان امامي خود را ملزم به تبعيت از فقهاء در كليه شئون حيات خود ميدانيم ؟

 شيعيان امامي بدون هيچ دليل و برهاني در مقابل ادعاهاي فقهاء در مورد فرمانبرداري و اطاعت كور كورانه از ايشان كه آن را تقليد ناميدند، سر فرود آوردند. چنانكه فقهاءادعا كردند انجام فرائض ديني بدون پيروي فقيهي از فقهاء عاطل و باطل ميباش. و بعضي از آنان نيز اينچنين اضافه كردند كه اطاعت از فقهاء نه تنها در مورد مسائل شرعي بلكه بايد در مورد همه مسائل دين و دنيا باشد. و اينگونه بود كه بدعتي بنام >> ولايت فقيه << به ظهور رسيد. و شيعه بيچاره حتي يكبار نيز از خود سوال نكرد كه چرا در صورت پايبندي به كتاب خداوند و سنت رسول وي و فقه روشن امام صادق باز هم اعمال ما عاطل و باطل ميماند؟ و حتي يكبار از خود نپرسيد كه چرا نماز، روزه وحج ما در صورتيكه آن را همانند رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) و مسلمانان ديگر انجام مي دهيم باز هم باطل است؟ و از خود سوال نكرد كه چرا حتي در صورتيكه بجاي آنكسي كه خود را آيت الله (و يا كمتر و بيشتر ميخواند و در وجه تسميه اين القاب خداوند دليلي نفرستاده)، مرجع تقليد ما رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) و امام علي و امام صادق و پيروان آنها و صحابه حضرت رسول (صلي الله عليه وسلم) هستند، باز هم اعمال ما باطل است. ما شيعيان امامي هر آنچيزي كه فقهاء ادعا نمايند، حتي در صورت تعارض و مخالفت آن با كتاب خدا و سنت رسولش (صلي الله عليه وسلم) را قبول ميكنيم، بدون اينكه از آنان دليلي بخواهيم و آنان را به قضاوت و مقايسه با كتاب خداوند و سنت رسولش (صلي الله عليه وسلم) بخوانيم.

ما اين فقهاء را با چشمان بسته اطاعت كرديم وهر چيزي كه آنان اعم از قداست و تكبر و جبروت به خود نسبت دادند، كور كورانه پذيرفتيم، ظلمت وتاريكي  آنچنان چشمان ما را بسته بود كه نور و منطق و دليل را نفهميده، و به آنچه ايشان اظهار نمودند تسليم شديم.

رهبران مذهبي و فقهاء از بدو حكمراني بر ما، از سادگي ما شيعيان و عشق بيش از حدّ ما نسبت به اهل بيت حضرت رسول (صلي الله عليه وسلم) آنچنان سوء استفاده كرده و در مذهب پاك و بي غل و غش و نوراني ما بدعتها و پيچيدگيها و خرافات بوجود آوردند كه هر كدام از ما در يك مقطع زماني خاص به مصالح آنان خدمت كرده و در ضمن ما را قرباني اين دسيسه ها گردانيد. من از اين بدعتها و پيچيدگيها و خرافات در كتابهاي (شيعه و تصحيح) و (عقائد شيعه امامي) نام برده ام و نميخواهم آنها را تكرار كنم، اما بصورت مختصر بگويم كه هر كدام از اين بدعتهاي وارداتي در عقيده ما به نوبه خود در گذاشتن طوق بندگي به گردن ما و تحكم فقهاء بر زندگي و سرنوشت ما نقش اصلي و بسزائي را بازي كرده است كه در آخر اين مقاله رابطه نقش اين بدعتها و حكمراني فقهاء را بيان خواهم كرد. سادگي ما شيعيان به تنهائي نقش اصلي را بازي نميكند سوء استفاده فقهاء از عشق شيعه نسبت به اهل بيت حضرت رسول (صلي الله عليه وسلم) همراه با بدعتهائي كه آنان در عقيده ما بوجود آورده اند، از ما بازيچه اي ساخته است كه ما را مطيع دستورات فقهاء گردانده و از ما قربانياني ساخته است كه در ميادين جنگ و بلا از ما استفاده ميكنند. فقهاء به تنهائي مسئول انحراف شيعه از راه راست متمثل در فقه امام صادق نبوده اند، بلكه در اين پرواز از بالهاي ديگري نيز كمك گرفتند كه آنان روايت كنندگان حديث و تفسير كنندگان قرآن بوده اند. آنان انواع دروغ و بهتان را به ائمه ما نسبت دادند. و همگي اين روايات و تفسيرها، بدعتها و پيچيدگيها و خشكيهاي وارداتي توسط آنان را تاييد ميكنند.

و نتيجتا اين روايات و تفاسير قرآني مطابق ميل و هوس مفسران و خواسته هاي فقهاء، تبديل به وسيله اصلي استبداد و استعمار شيعه توسط فقهاء، و گذاشتن طوق بندگي بر گردن آنان در طول تاريخ ميگردد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

اى شيعيان جهان! بيدار شويد

نويسنده: علامه دكتر موسي موسوي(شیعه) 

بخش اول

 

چرا بايد بيدار شد؟

 

 (سنوحي) طبيب مخصوص يكي از فراعنه مصر بنام (امفسيس) بود كه در قرن دهم قبل از ميلاد ميزيست او نگاشتن خاطرات خود را به زندگاني اين فرعون ومردمان مصر كه از استبداد امفسيس رنج ميبرده اند اختصاص داده است. دانشمندان باستان شناس آثار وي را در ضمن كتابهاي نوشته شده به زبان هيرو كليف كشف كرده اند و هم اكنون اين خاطرات كه با شيوه اي بسيار زيبا وكم نظير نوشته شده اند، به زبانهاي زنده جهان ترجمه گرديده و چندين بار به چاپ رسيده است. اين خاطرات امروزه در دسترس مردم قرار داشته وهر خواننده اي ميتواند آن را مطالعه كرده و از آن درسهاي عجيبي بگيرد.

(سنوحي) در قسمتي از خاطرات خود چنين مينويسد:

روزي مشغول قدم زدن در خيابانهاي مصر بودم كه در اين زمان (اخناتون) را كه مردي نيك صورت، شريف و ثروتمند بود در حاليكه در خون خود ميغلطيد و دست و پايش را قطع كرده وبيني وي را بريده بودند، نقش بر زمين ديدم. در بدن وي هيچ جاي سالمي كه از گزند زخم تيغ و يا ضربه هاي شلاق در امان مانده باشد يافت نميشد. و با مرگ فاصله چنداني نداشت. چون (اخناتون) را بدين حالت مشاهده نمودم، او را به مريضخانه حمل نموده و در راه نجات وي از مرگ از هيچ كوششي دريغ نكردم، تا اينكه وي پس از حدود دو ماه بهوش آمد و داستان غم انگيز و فاجعه بار خود را اين گونه برايم بيان نمود: ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

زیانهایی که از کیش شیعه بر می خیزد

شیعیگری گذشته از آنکه با خرد ناسازگار است و از این راه ایرادهای بسیاری به آن می توان گرفت، به زندگانی نیز زیانهای فراوان نی رساند، و ما اینک به برخی از آنها اشاره می کنیم :

نخست : این کیش پیروان خود را به گمراهی انداخته و از دین دور می گرداند. شیعیان خود را «فرقه ی ناجیه » نامیده ، دین را جز همان کیش خود نشناسند، ولی راستی به خالف آن می باشد و اینان به یکباره از دین بیرونند.

دین چیست؟.... مردم معنی دین را نمی دانند و آنرا یک چیز بی ارجی وا می نمایند. ولی ما دین را به یک معنای بسیار والایی می شناسیم . دین یک چیز است : «شناختن معنی جهان و زندگانی و زیستن به خرد». لیکن از آن ، دو نتیجه بدست می آید . یکی «خدا را شناختن و به خواست او پی بردن و آیین او دانستن»، دیگری «آمیغ های زندگی را شناختن و آنها را بکار بستن و جهان را آباد گردانیدن و از آسایش و خرسندی بهره یافتن ». ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

سیزدهم : در داستان امام غایب سخن فراوانی هست و ایراد های بسیاری توان گرفت :

1- چگونه تواند بود که یکی فرزندی زاییده شود و کسی آگاه نگردد؟!.. چگونه تواند بود که پنجسال گذرد و شناخته نگردد؟!... مگر حسن عسگری در سامرا در میان مردم نمی زیسته ؟!.. مگر کسی به خانه او آمد و شد نمی کرده ؟!... آیا به گفته عثمان بن سعید چنین چیزی را می توان باور کرد؟...!

2-امام اگر پیسواست باید در میان مردم باشد و آنان را راه برد . امام غایب چه معنی تواند داشت ؟!... پاسخ داده می گویند : امام غایب همچون خورشید پشت ابر است . می گوییم مثال بسیار غلطی است . خورشید در پشت ابر زمان کمی ماند و بیرون آید . آنگاه خورشید در پشت ابر روشناییش و گرمایش پیداست ، اما ازآن  امامانتان چیزی پیدا نمی باشد. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

دوازدهم : یک ایراد بسیار بزرگی به شیعیگری ناپاسداریست که با قرآن نموده آنرا بسیار خوار داشته اند. پیشروان شیعه چند بد رفتاری بزرگی با قرآن کرده اند:

1- قرآن که کتابی برای خواندن و فهمیدن و رستگار شدن می بود ، اینان معنای آنرا جز امامان ندانند ، و بدینسان آن کتاب را از هنایش بلکه از ارج انداخته اند. علمای شیعه قرآن را «ظنی الدلاله» دانسته «احادیث» را به آن برتری دهند.

2- گزارش ( یا بگفته خودشان : تاویل ) را از باطنیان یاد گرفته و بیشتری از آیات قرآن را از معنی های آشکار خود بیرون برده اند. تو گفتی قرآن دیوان شاعری بوده که هر چه آیه های نوید و پاداش است درباره امامان خود، و هر چه آیه های بیم و کفر است درباره ابوبکر و عمر و دیگران شمرده اند .بجای آنکه از قرآن پیروی نمایندو رستگار گردند ، آنرا افزاری برای پیش بردن گمراهی های خود ساخته اند.

3- برخی از ایشان در گستاخی گام بالاتر نهاده واژه ها یا جمله هایی که با خواستشان سازنده است به آیه های قرآن افزوده (50) و دو سوره جداگانه نیز به قرآن یک بنام «النورین» و دیگری بنام «سوره الولایه» ساخته اند ، و به نام اینکه در قرآن بوده و ابوبکر وعمر و عثمان انداخته اند قرآن دیگری پدید آورده اند.

شگفت تر آنکه گفته اند: « قرآنِ درست در نزد صاحب الامر است که چون ظهور کرده با خود خواهد آورد» و با اینحال دانسته نیست از کجا نسخه اش بدست اینها افتاده.

هر چه هست چنین قرآنی در میان شیعیان بوده و هست که چون نسخه ای از آن بدست کشیشان پروتستان افتاده که درباره اش سخنها رانده اند و مهنامه «جهان اسلام»(51) انگلیسی پیکره آن دو سوره را بچاپ رسانده که ما نیز یکی را برداشته ایم و در اینجا به چاپ می رسانیم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

یازدهم : داستان «تقیه» یکی دیگر از ایراد  هاست. شیعیگری اگر سیاستی می بوده به آشکار افتد و همه مردم آن را بدانند. اگر هم چندی در آغاز بکار، پنهان ماندن نیاز می بوده نبایستی برای همیشه درنهان ماند. اگر دین و راهنمایی می بوده باز بایستی به آشکا رافتد تا مردم آنرا بدانند و بهره جویند.

جای بسیارافسوس است که کسانی مردم را از یکسو به باورهای گزاف و بی پا وادارند و به بدزبانی به پیشروان اسلام انگیزند، و آنگاه دستور دهند که کیش خود را نهان دارید و به کسی باز ننمایید. جای بسیار افسوس است که چنان کنند و چنین باشد. شگفت تر آنکه سران شیعه «تقیه» را یک بایای همیشگی به شیعیان شمرده دستور داده اند که تا پیدایش امام غایب کسی آنرا به کنار نگذارد (49) و این می رساند که به پیشرفت شیعیگری و اینکه روزی رسد و شاهانی برخیزند و آنرا با شمشیر رواج دهند امید نمی داشته اند و چنان پیشرفتی را نمی خواسته اند. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

دهم : داستان گریه و زاری به کشتگان کربلا ایراد بزرگ دیگر می باشد. یک داستان بایستی رخ ندهد. پس از آنکه رخ داد از گریستن چه سود تواند بود ؟!... یک داستانی را عنوان کردن و بزم های سوگواری بر پا گردانیدن  ، گریستن و گریانیدن با خرد چه می سازد؟...!

اینکه گفته اند «هر که بگرید یا بگریاند و خود را گریان وا نماید بهشت بر او بایا (سزاوار) می شود » بایستی پرسید : «چرا؟ گریستن یا گریانیدن چیست که خدا به آنها چنین پاداش بزرگی می دهد؟!... آنگاه شما این سخن را از کجا می گویید؟!... شما را به خدا چه راهی بوده ؟!...ای بیخردان مگرخدا اسکندر مقدونی است که یک هفستیونی را دوست دارد و چون او مرد، مردم را چند ماه به سوگواری وادارد؟! »

حسین بن علی به طلب خلافت برخاست و نتوانست کاری از پیش برد، لیکن مردانگی بسیار ستوده ای از خود نشان داد، و آن اینکه زبونی ننموده کشته شدن خود و فرزندان و یارانش را ، از گردن گزاردن به یزید و ابن زیاد بهتر دانسته مردانه پافشاری کرد و خود و پیروانش کشته گردیدند.

این کار او بسیار ستوده بوده، ولی هر چه بوده بوده . هزار و سیصد سال گریستن چه معنایی دارد ؟!...به آن نمایش های بسیار بیخرادانه محرم و صفر چه می توان گفت ؟...!

این داستانهای زیارت و گریه با آن حدیثهاشان از راه دیگری نیز در خور ایراد است . اینها ریشه دین را کندن و آنرا از میان بردن است.

در جاییکه با یک زیارت همه گناهان آمرزیده شود و با یک گریه بهشت بایا گردد، کسی چرا از خوشیهای سزا  ناسزا باز ایستد؟...! چرا فلان حاجی آزمندانه انبارداری نکند؟!...چرا بهمان ستمگر خونها نریزد؟!... چرا آزمندانه به پول اندوزی نکوشد ؟!... چرا مردان دنبال زنان بیگانه نیفتند؟...! سران شیعه در آن کوششهای سیاسی خود پروای هیچ چیز را نکرده و هر چه خواسته اند ، ولی آیا ما می توانیم چشم از کارهای سراپا زیان ایشان پوشیم؟...!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

پایگاه اطلاع رسانی احیاء (اهل سنت تالش) افتتاح شد

برای دسترسی به اسن پایگاه به آدرس

 

http://www.ehyaweb.com

 

مراجعه فرمایید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

نهم: نفرین و دشنام در باره یاران پیغمبر که آنرا «تبری» نامیده اند پایه دیگری از کیش شیعیست و این خود زشتکاری ننگ آوری می باشد.بی هیچ علتی با مردگان دشمنی نمودن و دروغها بستن و به دشنام و نفرین برخاستن جز نشان تیره درونی گروهی نتواند بود . چنانکه گفتمی این کار نا ستوده از پیش از زمان جعفر بن محمد آغازیده بود. ولی از زمان این امام رویه رسمی به خود گرفته و به سختی افزوده گشت. مرا شگفت افتاده که زیدبن علی در برابر رافضیان از صدیق و فاروق هواداری کند و آن پاسخ پاکدلانه و مردانه دهد ، و برادر زاده او (جعفرصادق) بدینسان نفت به آتش رافضیان ریزد و آنان را در رفتار زشتشان گستاخ تر گرداند.

کتابهای شیعی پر از جمله های نفرین و دشنام است. خواجه نصیرالدین، آن مرد بی دین شکم پرست که گاهی باطنی می بوده ، و گاهی شیعی می گردیده ، لعنت نامه ای ساخته . بسیاری از ملایان کتاب «در کفر شیخین » نوشته اند. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

هشتم: درباره آن جهان سخنان بسیاری در کتابهای شیعی هست.به این جهان بس نکرده از آن جهان میدان دیگری برای گزافه گویی بافی های خود بازکرده اند: «روز رستاخیز خدا به داوری نشسته پیغمبران از اینسو و آنسو رده خواهند بست. علی« لواء محمد» را که پرچمش از مشرق تا مغرب و بلندیش هزار ساله را ه است بدست خواهد گرفت. امامان به شیعیان هواداردر آمده میانجیگری خواهند کرد. گناههای اینان را به سنی ها داده ثواب ایشان را به اینان خواهند داد. آنان را به دوزخ و اینان را به بهشت روانه خواهند گردانید .«حوض کوثر» در دست علی بوده و او آب جز به شیعیان نخواهد داد. در آن گرمای سوزان دل های سنی ها کباب شده و آبی نخواهند یافت».

از این گزافه های سیاسی چندان بافته اند که اگر گرد آورده شود کتابی بزرگ باشد. سخن ما درباره میانجیگری است. این یک پایه ای از کیش شیعیست. حسین بن علی کشته نشده مگر برای آنکه روز رستاخیز به شیعیان هوادار در آید و گناهان ایشان را بیامرزاند . روز «الست» پیمانی میانه او با خدا بسته شده که حسین در راه خدا از جان و داراک و فرزندان در گذرد و خدا نیز در روز رستاخیز «شفاعت» او را درباره شیعه بپذیرد. آن پنداری را که مسیحیان درباره مسیح و کشته شدنش می دارند و کشته شدن او را کفاره گناهان فرزندان آدم می شناسند، شیعیان همان پندار را درباره حسین و کشته شدنش می دارند، بی گمان از مسیحیان گرفته اند.

بهر حال این یکی از ایرادات آن کیش است. اینان خدا را همچون یکی از پادشاهان خودکامه تاریخ پنداشته اند، و اینست برایش «گرامی داشتگانی» بسیجیده یاورانی آماده گردانیده اند. این سخن بار ها از ملایان شنیده شده :«این پادشاهان که وزیرانی دارندخدا نباید داشته باشد؟!...»از همینجا به اندازه نادانی و خدانشناسی این گروه توان پی برد.

یکی بگوید:«ای بیخردان ،خدا کجا و پادشاهان خودکامه کجا؟!... » بگوید :«میانجی گری جز دربرابرنادانی یا خشم رانی نتواند بود. یک پادشاهی که بجان و داراک مردم چیره می بوده و چه بسا که با یک خشم آتش به هستی مردم می زده ، و چه بسا که بی گناهی را گناهکار شناخته و فرمان کشتنش را می داده ، در دستگاه چنین پادشاهی کسانی می بایسته که در چنان پیشامدهایی به پای پادشاه افتند و با چاپلوسی ها خشم او را فرو نشانده گرفتار بی گناه را رها گردانند. میانجیگری در چنین دستگاهی می سزیده . در در دستگاه سراپا دادگری و راستی چه نیاز به میانجی می باشد؟!...» من از شما می پرسم آیا در دادگاه و دیگر اداره های قانونی میانجی گری تواند بود؟...!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

هفتم : آن بارگاهها که در مشهد و قم و عبدالعظیم و بغداد و سامره و کربلا و نجف و دیگر شهرهاست و شیعیان به زیارت روند خود جداگانه داستانی است . اگر دیده باشید هر یکی بتخانه با شکوهی می باشد.از صدها فرسنگ راه به زیارت می آیند ، با گردنهای کج و چشمهای نمناک در برابر در می ایستند، سیدی یا ملایی پیش افتاده بانگ بر می دارد: « أأدخل يا الله ، أأدخل يا رسول الله... » سپس به درون می روند ، گرد صندوق آهنین یا سیمین می گردند ، آنها را می بوسند ، سر پایین آورده می نیایند. آیا این بت پرستی نیست؟؟

این به آنان بر می خورد که ما این بارگاهها را بت می خوانیم ، چه باید کرد که راستی همین است . هر چیزی که جز خدا بپرستند و دست اندر کار جهانش دانند بت باشد. .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

ششم : برگزیده پنداشتن شیعیان و از آب و گل والاتری نشان دادن ایشان خود ایراد جداگانه ایست. سران سیعه که خود را از گوهر والاتری پنداشته اند ، شیعیان را از بازمانده آن آب و گل وانموده اند (43) . کسیکه شیعی می گردد و « ولایت علی» را می پذیرد از آنست که گوهری پاک دارد و آنکه نمی پذیرد از آنست که گوهرش ناپاک می باشد. شیعیان گروه برگزیده ای هستند و در آن جهان یکسره به بهشت خواهند رفت.

این سخنان چندان نابجا بوده که برخی از خود شیعیان زبان به ایراد گشاده اند. ما در کتابهایشان می بینیم که صفوان جمال که خود یکی از شیعیان می بوده به بنیادگزار شیعی گری خرده گرفته و چنین گفته :«شما می گویید شیعیان ما در بهشت خواهند بود در حالی که میان شیعیان گروههای هستند که گناهکارند و به هر بدی می پردازند» و او به سخن معنی دیگری داده و چنین پاسخ گفته که : «شیعی از جهان نرود مگر آنکه به بیماری افتد و یا گرفتار زن بدرفتار و همسایه دژکردار گردد و اینها کفاره گناهان او باشد و اگر اینها نبود جان کندنش دشوار باشد تا از جهان بی گناه رود». صفوان دوباره خرده گرفته و گفته:« پس ستمهایی که به مردم می می کند و پولهای ایشان را می خورد چه خواهد بود ؟!..» پاسخ داده می شود:     « چون حساب روز رستاخیز با ماست اینها را نیز از خمس پذیرفته او را از وامداری بیرون خواهیم آورد(44) ».

در برخی کتابها این را به زمینه دیگری انداخته چنین گفته اند :« روز رستاخیز که به کارنامه های مردم یکایک رسیدگی خواهند کرد ، آنچه گناه شیعیان است به گردن سنی ها و آنچه کرﻔﺔ سنی ها است به شیعیان داده اینان را به بهشت و آنانرا به دوزخ خواهند فرستاد».

این گفته ها از یک سو مردم را فریفتن و آنان را از راه بردن ، و از سوی دیگر با خدا گستاخی نمودن و دستگاه او را آبدارخانه خود پنداشتن می بوده است که راستی را گناه بسیار بزرگیست . به گفته قرآن «ستمگرترین مردم کسیست که به خدا دروغ بندد(45)».

اینکه خدا گروهی را از آب وگل والاتری آفریده از هر راه بسنجید دروغ آشکاریست. اینکه خدا گروهی را ویژه خود گردانیده از بدیهای آنان چشم پوشد و پاداشهای گزاف دهد سخنس سراپا زیانست . این گفته ها ریشه اسلام را بر انداختن و رنجهای پاکمرد عرب را بیهوده گردانیدن بوده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

پنجم : شیعیان آن امامان را گرداننده جهان می شمارند . « چهارده معصوم» همه کاره دستگاه خدایند و در گردانیدن جهان یاوران او می باشند.

از خود آن امامن سخنانی در این زمینه ، در کتابها آورده شده که گرچه نتوان دانست کدامها گفته ایشانست و کدامها را دیگران افزوده اند ، ولی روی هم رفته پیداست که سرچشمه از خودشان بوده . هر چه هست باور انبوه شیعیان به همین است و در سختی ها به آنان روی می آورند و گشایش کارمی خواهد. امان بمانند ، که خویشاوندان آنان را – از « حضرت عباس» و« جناب علی اکبر» و « زینب» و« ام کلثوم»  و « سکینه» و دیگران – دست اندر کار جهان و یاوران خدا می پندارند. بلکه در اندیشه شیعیان هر گنبدی گره از کار تواند گشاد ،و هر سقاخانه ای « مراد» تواند داد.

این همه گنبد ها که از کوچک و بزرگ  برپاست جز برای این کار نیست.  می روند و در بر آنها می ایستند و گشایش کار می خواهند ، آهن پاره ها را با دست می گیرند و تکان می دهند و نیازمندی های خود را از آن ها می طلبند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

چهارم : شیعیان با آن باور هایی که درباره امامانشان می داشته اند آنانرا در پهلوی برانگیختگان ( رسولان) نشانیده ، بلکه بالاتر از آنان گردانیده اند. زیرا در نزد آنان امام برگزیده خدا بوده ، همه دانشها را می داشته ، همه زبانها را می دانسته و از غیب آگاه بوده . هر کسی می بایسته از او فرمان برد ، آسمان و زمین با هستی او آرام می گرفته ، معنی قرآن و دین را کسی جز آنان نمی دانسته . با این ستایشها که از امام می کنند او را بالاتر از برانگیختگان می گردانند. ما می پرسیم : دلیل این باور ها چیست ؟!... پس چرا از چنین امامان در قران یادی نشده بود ؟...!

بسیار شگفت است که پیغمبر اسلام گفته « من از غیب آگاه نیستم (38) ، اینان می گویند امامانشان آگاه می بوده اند و داستانها از غیبدانی آنان می آورند.» .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

سوم: این گفته ها که «خدا ما را از آب و گل والاتری آفریده » ، یا « خدا جهان را به پاس هستی ما پدید آورد» ، « کارهای شما هر روز به ما نشان داده می شود» و مانند اینها در کتابهای شیعی فراوانست ؟! ... کسیکه به چنین سخنانی بر می خاسته آیا نبایستی دلیل یاد کند ؟!... آیا به چنین دعوی هایی بی دلیل برخاستن راه لاف گویی را بر فریبکاران و هوسبازان باز نمی کند؟!... مثلا بهاءالله که دعوی خدایی کرده آیا نتوان گفت که مایه گستاخیش این سخنان بوده ؟...!

از آنسوی آیا آن امامان چه جدایی با مردم می داشته اند ؟!... آیا نه اینست که هر یکی همچون دیگران به این جهان آمده و ناخواهان می رفته ، و همچون دیگران خورده و خوابیده و بیمار گردیده و آسیب دیده و هیچ گونه برتری درمیان نبوده ؟!... با اینحال آن گزافه ها سرودن چه معنایی داشته ؟...!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

 

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

دوم : اگر چنین انگاریم که در اسلام بایستی خلیفه از سوی خدا برگزیده شود ، در آنحال بایستی این برگزیده خدا خود را به مردم نشان دهد و دلیلهای خود را باز گوید و از هر راه بکوشد تا به خلافت رسیده رشته کار ها را به دست بگیرد ، و توده های مسلمان را راه برد و کشور های اسلامی را از دشمن نگاه دارد . خلافت برای این کارها می بوده و بی این کار ها معنایی نمی داشته . اینکه کسی در خانه نشیند و خود را نهانی خلیفه خواند و دسته کمی را بر سر خود گرد آورد ه به آنان هم سپارد که به کسی نگویید و تقیه کنید ، چیزیست که من نمی دانم چه نامی بر روی آن گزارم . بهر حال این کار جز پراکندگی به میان مسلمانان انداختن و از نیروی ایشان کاستن نتیجه ای نمی داده و نتوانستی داد.

خواهند گفت : « گناه مردم بوده که خلیفه خدا را نمی پذیرفتند » ريال می گویم : « خلیفه خدا بایستی بکوشد و خود را به مردم بپذیراند . بایستی با گمراهان آن رفتار را کند که پیغمبر کرده و آنان را به راه آورده  بود . آنگاه خلیفه خدایی که خود را پنهان دارد و گاهی نیز به یکبار آن را انکار کند ، گناه مردم در نپذیرفتن او چه بوده است ؟...!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

گفتار دوم

خرده هایی که به شیعیگری می توان گرفت

 

چنانکه دیدیم شیعیگری نخست یک کوشش سیاسی می بوده سپس کیشی شده است. اکنون می خواهیم از این کیش به سخن پرداخته ، خرده های بسیاری به آن توان گرفت، هر یکی را به کوتاهی یاد کنیم:

نخست : چنانکه گفتیم بنیاد شیعیگری برآن است که خلیفه بایستی از سوی خدا برگزیده شود نه از سوی مردم . ما می پرسیم : « دلیل این سخن چه می بوده ، کتاب اسلام ، قرآن می بود ، آیا کجای قرآن چنین گفته ای هست؟! ... چگونه تواند بود که چنینی چیزی باشد و در قرآن یادی از آن نباشد ؟ ...!»

از آنسوی رفتار سران اسلام که پس از مرگ پاکمرد عرب فراهم نشستد و به گفتگو و نخست ابوبکر ، و پس از مرگ او عمر ، و پس از مرگ او عثمان و پس از کشته شدن او علی را به خلافت برداشتند ، این رفتار دلیل روشنی به بی پایی این سخن است.بخشی از کتاب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

اما رواج شیعیگری در ایران

این خود تاریخ درازی دارد که ما ناچاریم در اینجا فهرست آنرا یاد کنیم . باید دانست از روزی که عرب به ایران دست یافت انبوهی از ایرانیان چیرگی آنان را برنتافته برای رهایی به کوشش های برخاستند ، بویژه در زمان بنی امیه که چون فشار ایشان بیشتر بود ، دشمنی ایرانیان با عرب بیشتر شده بود ، و علویان با بنی امیه می جنگیدند و می کوشیدند ، ایرانیان ، « لا لحب علی بل لبغض معاویه » هوادار علویان می بودند . از اینرو شیعیگری در ایران زمینه آماده داشت و کسانی از علویان که گریخته به اینجا در آمدند در مازندران و گیلان فرمانرواییها بنیاد گزاردند. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

گفتار یکم

شیعه گری چگونه پیدا شده؟

شیعیگری تاریخچه بسیار درازی می دارد ، بلکه خود تاریخی می باشد . ولی ما در اینجا آنرا به کوتاهی یاد خواهیم کرد.

شیعیگری به این معنی که خواست ماست از زمان بنی امیه آغاز یافته . چون معاویه به دستاویز کشته شدن عثمان با امام علی بن ابیطالب به جنگ برخاست و پس از مرگ او خلافت را با زور و نیرنگ ، بدست آورده در خاندان خود ارثی گردانید. این رفتار او به بسیاری از مسلمانان گران افتاد ، و کسان بسیاری آرزوی خلافت کرده ، چنین خواستند که آنرا از دست بنی امیه بیرون آورند.

لیکن تا معاویه زنده می بود کسی نیارست بجنبد. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

 

شيعه گری(1)

پروردگارا  با گمراهیها خواهم رزمید ،

با آز و ستم خواهم جنگید،

بتخانه ها خواهیم برانداخت،

و آن پشتیبانی و راهنماییها توست

که ما را فیروز خواهد گردانید.

مقدمه شیعه گری

 

چنانکه بسیاری از خوانندگان می دانند ، چهار ماه پیش کتابی درباره کیش شیعی به چاپ رساندیم ، و آن کتاب بدانسان که پیش بینی شده کرده بودیم مایه ی هیاهو گردید. بدخواهان به جای آن که به ایرادها و پرسشهای ما پاسخ دهند ، یا اگر پاسخی نمی دارند ، از آمیغ پژوهی درآمده ، گفته های ما بپذیرند ، به هیاهوی برخاستند. دولت بهانه پیدا کرده کتاب را بازداشت و داستان را « جرمی» پنداشته به دادسرا فرستاد تا پرونده ای پدید آید و در دادگاه کیفری، داوری شود. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  | 

دانلود کتاب " مهدی موعود یا مهدی موهوم " 

برای دانلود کتاب " مهدی موعود یا مهدی موهوم "  اثر دکتر عبدالرحیم

 ملازاده بر روی لینک زیر کلیک کنید و پس از ورود به صفحه جدید ،

 چند لحظه صبر کنید و بر روی گزینه

For save profile click here

در پایین صفحه کلیک نمایید.

دانلود

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  اهل سنت ایران  |